|
|
||
|
طرز تهيه زن:
براي تهيه اين عنصر كافي است مقداري اكسيد اسكناس و |
|
+ نوشته شده در 84/09/28ساعت
9:41 توسط سیاوش |
|
|
چگونه آينده ای درخشان داشته باشيم ؟ • بدانيم كه زندگي هميشه عادلانه با ما برخورد نمي كند. آنچه مجبور به قبولش هستيم ، بپذيريم و مواردي را كه قادر به تغييرشان هستيم تغيير دهيم. • قبل از انجام هر كاري درباره آن خوب فكر كنيم. يك لحظه بي دقتي سال ها پشيماني و اندوه را به همراه مي آورد. • در جست و جوي زيبائي موجود در زندگي ، طبيعت و مردم باشيم. • سپاسگذار دارائي هاي مادي خود ، مردم و لحظاتي كه سپري مي شوند ، باشيم. • تمام سعي و تلاش خود را براي بوجود آوردن سرگرمي هاي مفيد به كار گيريم. اين راه بهترين روش براي بوجود آوردن رشته هاي محبت بين ديگران و خودمان است و خاطرات زيبائي را ترسيم مي نمايد. • زماني را به خود اختصاص دهيم و كاري را انجام دهيم كه ار آن لذت مي بريم و هيچ گونه احساس گناهي از انجام دادن آن نداشته باشيم. • ديگران را بدون قضاوت كردن درباره شان بپذيريم و بدانيم هر فرد با ديگري متفاوت است. • ديگران را ببخشيم ، زيرا دلخور بودن از ديگران بيشتر خود ما را مي آزارد. • ذهن خودمان را براي ديده هاي جديد آماده كنيم و از سعي و تلاش نترسيم. • در ذهن خود برنامه هايي را تصور كنيم و به سوي چيزي كه مي خواهيم ، حركت كنيم. شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد. تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم. بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود. رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما. اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش. تعهد در خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد. كنترل فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد. چالش مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد. يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد بپرسيد. مواظب سلامت جسماني و روحي خود باشيد. مثبت گرا باشيد. مطالعات نشان داده كه افراد داراي اين مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرايط سخت، محكم و قوي به زندگي ادامه مي دهند. تحقيقات همچنين نشان داد مردمي كه آگاهانه گفتگوي دروني و غرور خود را اصلاح مي كنند، غالباً خيلي سريع در رفتارشان بهبود حاصل مي شود. انرژي آنها افزايش مي يابد و همه چيز به نظر بهتر مي آيد. تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ايجاد تفكر مثبت كمك مي كنند هفت پيشنهاد براي ايجاد تفكر مثبت • در هر طبقه اي، در جست و جوي افراد مثبت براي ايجاد ارتباط باشيد. • در هر سخنراني، در جست و جوي ايده هاي جالب باشيد. • در هر فصل كتاب، در جست و جوي مفهوم هايي باشيد كه براي شما مهم هستند. • با هر دوستي، درباره ايده جديدي كه به تازگي يادگرفته ايد، صحبت كنيد. • از هر معلمي سئوال هاي خود را بپرسيد. • ليستي از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهيه كنيد. • به خاطر داشته باشيد، شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد |
|
+ نوشته شده در 84/09/27ساعت
10:6 توسط سیاوش |
|
|
درس هاي زندگي در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند و گاهي اوقات پدران هم. در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد حتي اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته محروم مي كند. در 30 سالگي پي بردم كه قدرت جاذبه مرد است و جاذبه قدرت زن. در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد بلكه چيزي است كه خود مي سازد. در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم .بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم. در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفتق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان ميدهد. در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان است و پيروي كوركورانه بدترين دشمن وي است. در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب. در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما هرگز بدون ايثار نمي توان عشق ورزيد. در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز بعد از آن چه لازم است آن چه را نيز ميل دارد بخورد. در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارت هاي خوب نيست. بلكه خوب بازي كردن با كارت هاي بد است. در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است . به رشد و تكامل خود ادامه مي دهد و به محض آن كه گمان كرد كه رسيده شده است دچار آفت مي شود. در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگ ترين لذت دنيا است. و در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست. |
|
+ نوشته شده در 84/09/22ساعت
13:10 توسط سیاوش |
|
|
اونی که مدعی بود عاشقته
تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت بی خبر رفتو تو این بی راهه ها ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت آه ......... دل رو سوزوندی آه .......... چرا نموندی ........ من و هر ثانیه و جنون تو واسه من همین خیالت هم بسه بذار جاده ها اشتباه برن ما که دستمون به هم نمیرسه با حریر پیله های کاغذی واسه من جادرو ابریشم نکن من به پروانه شدن نمیرسم حرمت فاصله مونو کم نکن آه ......... دل رو سوزوندی آه .......... چرا نموندی |
|
+ نوشته شده در 84/09/21ساعت
11:58 توسط سیاوش |
|
|
هزار سال پيش
|
|
+ نوشته شده در 84/09/15ساعت
14:15 توسط سیاوش |
|
|
هميشه براي كسي بخند كه مي دوني به خاطر تو شاد ميشه هميشه براي كسي گريه كن كه مي دوني وقتي غصه داري و گريه مي كني براي تو اشك مي ريزه هميشه براي كسي غمگين باش كه مي دوني در غم تو شريكه و0000عاشق كسي باش كه تو را دوست داره |
|
+ نوشته شده در 84/09/12ساعت
9:22 توسط سیاوش |
|
|
هرگز اجازه نده كسي تو را افتان و خيزان ببيند عادت كن كه چنان در حق كسي خوبي كني كه ، كه هرگز نفهمد تو بودي به افكار بزرگ فكر كن، اما از شادي هاي كوچك لذت ببر فراوان لبخند بزن، هزينه اي ندارد و ارزشش قابل تصور نيست.. گوش كردن را ياد بگير،فرصتها گاه با صداي بسيار آهسته در مي زنند « با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگربنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند! » وقتي كه به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه مي كردي و بقيه مي خنديدن ، سعي كن يه جوري زندگي كني وقتي رفتي تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن هميشه خودتو جاي ديگران بذار اگر حس مي كني چيزي ناراحتت مي كنه احتمالا ديگران رو هم آزار میده شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو مي برن
|
|
+ نوشته شده در 84/09/10ساعت
10:7 توسط سیاوش |
|
|
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود كنكور = گذرگاه كاماندارا دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13 بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي افتاده هاي رياضي۱ =بايکوت امتحان ميان ترم = زنگ خطر امتحان پايان ترم = آوار ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي مسئولين دانشگاه = گرگها استادان = اين گروه خشن اشپزخانه = خانه عنكبوت رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس دانشجوي عاشق=آواز قو ازدواج دانشجويي=کلاه قرمزي و سروناز دانشجوي دودره باز=پاپيون واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ مرگ استادها = جلادها هم ميميرند محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي استاد راهنما = مرد نامرئي كمك هزينه = بر باد رفته درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم دانشجوي دانشگاه شهيد بهشتي = بينوايان دانشکده علوم=آليس در سرزمين عجايب برخورد استادان = زن بابا اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت( جديد ترين قسمت ) شب امتحان = امشب اشكي ميريزم تقلب در امتحان = راز بقا يادگيري = قله قاف دانشجوي معترض = پسر شجاع تربيت بدني1 = راكي1 تربيت بدني2 = راكي2 خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار انصراف = فرار از كولاك تصييح ورقه امتحان = انتقام نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ هيئت علمي = سامورا يي ها رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ رئيس دانشکده=دردسر هاي آقاي رئيس جمهور مدير گروه= مردي که مي خندد رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين استاد دانشگاه = گاو رئيس اموزش = سيندرلا( جيغ ) سرور=دختري با کفشهاي کتاني برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين |
|
+ نوشته شده در 84/09/08ساعت
11:1 توسط سیاوش |
|
|
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین خستم
یادت نمی یاد اون همه قول و قرار های که با تو بستم با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول قرار من نشستم.... نشکن دلمو به خدا آه ام میگره عاقبت یک روز نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر یک نفرین سینه سوزه..... نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز دیوونه نکن دلمو آه ام میگیره دامنتو عاقبت یک روز.........!!!!
این شعر رو تقدیم میکنم به بی وفا ترین مخلوق روی این کره ی خاکی... |
|
+ نوشته شده در 84/09/04ساعت
23:0 توسط سیاوش |
|
|
می خواهم با تو از صداقت بگویم، تو زلالی، و حتی اگر بخواهی تمام راستی هایت را هم پنهان کنی ؛ چشمان تو همیشه حقیقت را فریاد می زنند . و با این همه تو مختار شده ای که دل و زبانت را به هر آنچه که می خواهی آکنده کنی ، پس این تو هستی که همیشه رقم زننده ای.
فراموش نکن که همیشه هستند کسانی که به این ارزشهای وجودی تو رشک ببرند و صداقت تو در برابرشان، قدرتت را چندین برابر می کند؛ چون ایمان دارند که تو با این همه توانایی، قدرت داری که هرآنچه که می خواهی برای خود رقم بزنی، اما باز هم تو راستی را پیشه می کنی و صداقت را هم در دلت ، هم در زبانت و هم در چشمانت می توان نظاره کرد.
آنقدر شجاعانه با تمام چیزهایی که می خواهند تو را از راستی ات دور سازند می جنگی که حد و مرزش را تنها می توان با میزان اراده ات اندازه گرفت.
و شایسته می شوی برای آنکه عاشق صادقانه ترین محبوبت باشی، کسی که همیشه صدایش می زنی، کسی که اگر در دریایی غرق شوی ؛ از تمام دنیایت فقط او را می شناسی و او همان حسی است که لحظه نجات به سراغت می آید و تو می توانی آن لحظه شیرین را تا ابد برای خود تکرار کنی .
آزادی ات ؛ چقدر آزادم کرد...
|
|
+ نوشته شده در 84/09/02ساعت
17:23 توسط سیاوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
سلام
به بازدید کنندگانی که از وبلاگ من دیدن میکنند خیر مقدم میگم و سپاسگزارم از این که قابل دونستید و سری به من زدید . اگه مطالب منو خونده باشید قبلاَ درباره همه چیز مینوشتم ولی تصمیم گرفتم در مورد ایران و ایرانی و زرتشت که افتخار ماست بنویسم . دوست دارم به عنوان یه خواهش اینو از من قبول کنید که با هم ایرانی بمونیم و از آیین و سنت های زیبامون اطلاع پیدا کنیم و به هم یاد بدیم که دوباره کاری کنیم که در هر جای دنیا ما رو دیدن برامون تعظیم کنند . به امید اون روز جاوید ایران |
| نوشته هاي پيشين |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اسفند 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| آرشيو موضوعي |
|
تاریخ ایران سنت های ایران باستان توان مندی ایرانیان متفرقه سپهسالاران ایران متن وصیت نامه داریوش زرتشت |
| پيوندها |
|
سرزمین جاوید 1 داداش حداد سرزمین جاوید 2 سایت رسمی هواداران استقلال اهورا مزدا سکوت نیک مرد ایران بزرگی خواهیم داشت در سایه اوستا عضو شو بازي كن جايزه ببر هفته نامه اشو زرتشت عشقه |